چهارشنبه , ۲۹ شهریور ۱۳۹۶
خانه > سفرنامه و گزارش برنامه > گزارش خواندنی کوهنورد آمریکایی و آخرین عکسهای کوهنوردان ایرانی گمشده در برودپیک

گزارش خواندنی کوهنورد آمریکایی و آخرین عکسهای کوهنوردان ایرانی گمشده در برودپیک

گزارش خواندنی کوهنورد آمریکایی و آخرین عکسهای گرفته شده از کوهنوردان ایرانی گمشده در برودپیک

اسکات پاوری، کوهنوردی آمریکایی است که از همان آغاز سفر کوهنوران تیم ایران در اسلام آباد پاکستان با آنها آشنا شده بود.

او در وبلاگ شخصی خود اقدام به انتشار آخرین عکسها و گزارشی خواندنی از همنوردی با تیم ایران در جریان صعود به قله برودپیک نموده است. شرح این گزارش را در زیر میخوانید:

” در شانزده جولای، سه نفر از کوهنوردان  تیم ایران که ما با آنها صعود می کردیم، صعودی باورنکردنی و گشایش مسیری جدید بر روی قله برودپیک انجام دادند. این گشایش مسیر هدفی بود که آنها از سال ۲۰۰۹ کار بر روی آن را شروع کرده بودند و موفقیتی بسیار بزرگ برای این کوهنوردان بسیار با استعداد بود.

اما این جشن خیلی کوتاه بود و کوهنوردان نتوانستند بر طبق برنامه طراحی شده، فرود بیایند و مجبور به شب مانی های متعدد در ارتفاع ۷۸۰۰ متر شدند. از کمپ های پایین نفراتی برای کمک اعزام شدند اما تلاشهایی که برای نجات آنها انجام شد، موفقیت آمیز نبود.

وقتی من این اخبار را شنیدم در اسکاردو بودم. من این سه دوست خیلی خوب را با قلبی آکنده از غم، ترک می کنم. در ابتدای این سفر من به فکر این نبودم که دوست جدیدی پیدا کنم و فقط به دنبال کسی میگشتم که طناب را با او به اشتراک بگذارم. اما روابط دوستی در مکانهای عجیب و غریب و در شرایط عجیب و غریب شکل می گیرد و رشد می کند. بهترین خصوصیاتی که می شود برای همراه بودن و گذراندن اوقات از یک تیم انتظار داشت، در افراد تیم ایران وجود داشت. من هفته هایم را در قرارقروم در سایه ی دو چیز سپری کردم، کوههای بزرگ و این مردان بزرگ.

                                                 

من برای اولین بار تیم ایران را در ۱۰ ژوئن در اسلام آباد دیدم. ما تصمیم داشتیم مجوز صعود و برقراری بیس کمپ را با هم به صورت مشترک دریافت کنیم. ما همگی در کنار هم نشستیم و درباره نحوه انتقال به اسکاردو صحبت کردیم. یکی از کوهنوردان ما باید ویزای خود را تمدید می کرد و یکی دیگر از اعضای تیم ما هنوز کیف وسایل خود را دریافت نکرده بود. من تصور می کردم که با این شرایط، تیم ایران به جای صبر کردن برای ما، فورا به کوهستان عزیمت خواهد کرد اما به سرعت دریافتم که این تیم از افرادی خوش قلب، بسیار مودب و نوعدوست، تشکیل شده است. من از آنها پرسیدم که آیا ممکن است چند روز برای حرکت به سمت کوهستان منتظر بمانند و آیدین بلافاصله گفت: ” هیچ مشکلی نیست، ما میتوانیم منتظر بمانیم، به کارتان برسید و هر آنچه که لازم است انجام دهید”.

در این سفر مشکلات و موانع زیادی وجود داشت که باید بر آنها چیره می شدیم. بعد از دریافت مجوز صعود، مجبور شدیم به جای پرواز به اسکاردو از راه زمینی به این شهر برویم، اگر میخواستیم به صورت انفرادی عمل کنیم، امکان نداشت که بتوانیم تمام مسایل را حل کنیم اما در قالب یک تیم، موفق شدیم. برای ما که چند هفته بیشتر از آشناییمان نمی گذشت باعث شگفتی بود که حرکت تیمی خوبی انجام داده بودیم.

با حضور این افراد، اقامت و زندگی در بیس کمپ فوق العاده بود. یاد گرفتم که چطور به فارسی بگویم “سپاسگزارم” و من هم به آنها با لهجه کالیفرنیایی خودم، اصطلاحات عامیانه را یاد دادم. آنها خوراکیهای زیادی از ایران آورده بودند مثل پنیر، گوشت، ترشیجات، میوه های خشک و تنقلات. این آذوقه آنها برای استفاده تا پایان برنامه شان بود و لزومی نداشت که آن را با دیگران تقسیم کنند. اما آنها خیلی سخاوتمند و دست و دل باز بودند و از ما خواستند که راحت باشیم و خوراکیهای محلی آنها را امتحان کنیم و تمام غذاهایی را که می خوردند به ما هم پیشنهاد می کردند که امتحان کنیم.

آنها این روحیه سخاوتمندی را در کوهستان هم به نمایش گذاشتند. برایان،یکی از همنوردان ما نزدیک کمپ یک دچار حادثه شد. او در مسیر از طنابهای ثابت سقوط کرده بود و پایش از شش قسمت شکسته بود. مجتبی که در حال فرود آمدن از کمپ سه بود و به شدت خسته شده بود، با تمام خستگی که داشت، به کمک برایان آمده و به او کمک کرد تا از طنابهای ثابت پایین بیاید. حتی مجتبی ابزار خود را در اختیار یکی از شرپاها قرار داد تا عملیات امداد برایان را به پایان برساند.

در این دنیا من بسیار خوش شانس بودم که در نقاط مختلفی از جهان زندگی کنم و افراد متفاوت زیادی را ببینم. بعضی از آنها خوب و بعضی بد بودند. اما در موارد کمیابی شما افرادی را ملاقات می کنید که به مانند نوری سفید از شادی و سعادت، موج مثبت خیلی قوی در شما ایجاد می کنند. این گونه افراد کمیاب هستند و همین اشخاص هستند که باعث می شوند، این دنیا جای بهتری برای زندگی برای همه ما باشد. تعداد بسیار کمی از همین افراد خاص هستند که اگر حتی یک نفر از آنها را از دست بدهیم، اثرات منفی عظیمی برای بقیه ما خواهد داشت. آیدین، پویا و مجتبی از همین افراد معدود کمیاب بودند. جهان این روحهای جوان را از دست می دهد،من این روحهای جوان را از دست می دهم. آنها دوستان من بودند و من از دیدن رفتن آنها ناراحتم. قلب من برای خانواده ها و دوستان این افراد از جا کنده می شود. تمامی افراد تیم ایران، جلوه ای عظیم از استعداد، خوش طبعی، شخصیت و بازتابی شگفت انگیز از کشوری بودند که از آن آمده بودند.”

مترجم: عرفان فکری

منبع: http://highaltitudescott.blogspot.com/

۴۸ نظر

  1. عرفان یعنی قلبم درد گرفت… مامان ۲ روزه داره گریه میکنه واسه مجتبی… خیلی بد شده خیلی حیف شدن خیلی

  2. قلبم بیشتر فشرده شد. از رفتن کسانی که خوبی شون رو یه آمریکایی هم کاملن درک کرد. وقتی یه خارجی از افرادی اینجوری تعریف می کنه یعنی واقعن خوبی دیده. این تعریف چون تعارفی توش نیست بیشتر به دل می شینه و بیشتر آدمو از رفتن این خوب ها حسرت زده می کنه…
    دریغ و درد…

    ممنون از شما

  3. ممنون و سپاس فراوان برای مطلب زیباتون. بسیار لذت بردم و بسیار غمگین تر از پیش شدم که چه نازنین عزیزانی رو از دست دادیم 🙁

  4. ممنون آقای فکری که صحبتهای این کوهنورد آمریکایی را در وبلاگتون گذاشتید .عکسها بسیار جالب بود ویاد وخاطره این عزیزان را برای شما ودوستانشان یادآوری میکند.

  5. من هنوزم امیدوارم برگردن 🙂

  6. مجتبی..پویا..آیدین..شما رو به خدا برگردین…

  7. واقعا زیبا بود. داغ دلمون تازه تر شد!

  8. قلب ما هم بدرد اومد،ضربه ی جبران ناپذیری و غیرقابل باوری به جامعه کوهنوردی ایران خورد.خیلی متأسفم:(
    ممنون عرفان از ترجمه.موفق باشی.

  9. با سلام
    مطلب با ذکر منبع تو سایت کوه نامه قرار داده شد .

  10. سلام آقای فکری
    با ابراز تاسف برای پیش آمدن این حادثه دلخراش/باید بگم ما هم با وجود اینکه دوستان کوهنوردمان را از دور می شناختیم
    ولی غیر از این فکر دیگری نمی کردیم.

  11. برای پرچم رفتید..
    برای دل خانواده هاتون و مردم برگردید لطفا…زنده

  12. افسوس و آه و درد
    روحشان در آرامش و شاد از این سربلندی
    و ممنون برای این وبلاگ خوب … عرفان عزیز

  13. ممنون اقای فکری.عالی بود.خدایشان بیامرزد.

  14. “پیروزمندان، فاتحان لحظه‌هایند و شکوه زندگی را در کام فرصت‌ها می‌جویند بسان همه دیگر آدمیان آری از شکست می‌ترسند، اما عنان خویش به وحشت نمی‌سپارند. فاتحان واژه صبر را می‌شناسند آن‌ها می‌دانند که ارزش هر چیز به عمری است که در آن صرف می‌کنی.”
    زنده یاد مهدی عمیدی
    ممنون از ترجمه استفاده کردیم …

  15. سلام
    من تا حالا اصلا کوه نوردی نکرذم و تو شهری زندگی می کنم که اصلا کوه نداره.
    این عزیزان رو نمی شناختم. دو شب پیش اتفاقی خبر رو خوندم و از اون موقع هرچی سایت و … بود که اخبار رو می گذاشت دنبال می کردم…
    این افراد قهرمان بودن و قطعاً یادشون در قلب های ما حک میشه
    من شخصا عکساشون رو پرینت میگیرم و میزارم یه جایی که همیشه ببینم. این ها قهرمانان کوهستان هستند

  16. “پیروزمندان، فاتحان لحظه‌هایند و شکوه زندگی را در کام فرصت‌ها می‌جویند بسان همه دیگر آدمیان آری از شکست می‌ترسند، اما عنان خویش به وحشت نمی‌سپارند. فاتحان واژه صبر را می‌شناسند آن‌ها می‌دانند که ارزش هر چیز به عمری است که در آن صرف می‌کنی.”

    Yad mehdi aziz ham bekheir..
    In matn ro barash Neveshtam. Az ketab Barani bayad ?.az ye nevisande Khareji va tarjome Dr.Maghsodi….

  17. خیلی درد ناکه توی دنیای الکترونیک و گوشی و جی پی ………………. و هزار کوفت و زهرمار این ادمها جونشون رو از دست دادند .
    فکرشو بکن ۳ شنبه پیش اخرین پیغامشون با گوشی این بوده که داره شارز گوشی امون تموم میشه و چادرمون پاره شده و یکی از ما بشدت اسیب دیده .
    از پایین کمپ بهشون گفتند : الان براتون باتری و ……………..میاریم و جاتون رو از طریق جی پی …مشاهده کرده و پیداتون میکنیم .
    یک لحظه تصور کنید اولین کسی که جونشو از دست داده چه کسی بوده ؟ و اونی که حالش بهتر بوده چند بار تو دل کوه فریاد کشیده و به رفیق نیمه جونش گفته: طاقت بیار رفیق . الانه که برسن .
    دیگه میرسن !!!!!!!!!!!!!!!!!!
    دیگه از راه میرسند !!!!!!!!!

  18. بادرود….وتشکراز تلاش بی شاعبه شما در امر اطلاع رسانی
    از وضعیت این عزیزان………………………..
    و کاروان زندگی
    به انتظار یک زندگی از دست رفته ی دیگر
    در گذرگاه مرگ
    توقف کرد

  19. سلام

    عرفان جان دستت درد نکنه

    با اجازه من این مطلب شما را در وبلاگم گذاشتم

  20. سلام
    ۵ روز است مرتب در عذابم.
    افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد!
    پستی قرار دادیم …ببینید.

  21. سلام عرفان جان
    اگر امکان داره اسامی را زیر هر کدام از عکسها با توضیحی مختصر از محل عکس بنویسید
    سپاس

  22. مجتبی جراحی بواقع انسانی به تمام معنی بود، آتشنشانی فداکار که جان خیلی از انسانها رو نجات داد. اینو همکاراش و روساش در آتشنشانی بارها و بارها بمن گفته اند. متین، مودب، دلسوز و متواضع. اولین بار تو قله ساکا تو دهم دیماه ۱۳۸۸ دیدمش هر چه آشنایی من بیشتر میشد به صفات خوب اخلاقیش بیشتر پی میبردم او عاشق طبیعت و کوهستان بود و با اون سن کمش تقریبا به همه قله های معروف ایزان صعود کرده بود ولی آرمان و آرزوش هیمالیا بود بهش گفتم مجتبی این راه خطرناکیه گفت تموم زندگیه من تو اون رویاست و بالاخره تو دومین صعودش به قله ۸۰۴۷ متری برودپیک (دوازدهمین قله مرتفع جهان) هنگام برگشت به آرزوی دیرینه اش رسید و پیکر بیجانش برای همیشه تاریخ بر بلندای هیمالیا آرام گرفت.

  23. می شناسمت به همه خوبی و مردانگی تو که حتی نمی خواستی عکست و نامت جایی مطرح باشد و اکنون کوه، نام تو و دوستان قهرمانت را همه جا فریاد می زند. سه جوان ایرانی که هرکدام در پس نامشان دنیایی از اخلاق گذشت، فداکاری و جوانمردی آرمیده است. آیدین، ای همراه همیشگی، ای کاش همراه با دوستان بی مانندت به ما سلامی دوباره می کردی.زن عمو سلام.

  24. برام خیلی ناراحت کننده بود این حادثه.

  25. سلام
    من از وبلاگ حریم اینجا رو دیدم 🙁 . خیلی متاسفم برای هموطنان عزیزم. برای جوانان پاک و باصلابت کشورم . هنوزم دعا میکنم حالشون خوب باشه و خدا ازشون چشم برنداره تا به سلامت برگردن 😥
    خدایا خودت به حرمت این شبها به خانواده هاشون کمک کن.
    اللهم رُدّ کل غریب

  26. سپاس برای ترجمه و به اشتراک گزاری این مطلب

  27. برگردین بچه ها ما همه منتظریم…من هنوز امید دارم که برگردن..برمیگردن من مطمنم…..برمیگردن

  28. با سلام خدمت عرفان عزیز ودوست داشتنی چند روزه نگرانم برای این عزیزان ولی امروز که این مطلب را خواندم اشک شوق ریختم و افتخار کردم به ایرانی بودنم.نام نیکی گر بماند زادمی به کزو ماند سرای زرنگار.راستی تو رو خدا صعود قلم را حتما بیا .اخه صعود مهرچال را یاد همه بچه ها تداعی میکنی .

  29. واقعا حسرت خوردم، چقدر مایه افتخاره که همچین هموطنانی بعنوان نماینده کوهنوردان کشورم به چنین برنامه ای رفتن و چقدر جانسوزه که این اتفاق واسشون بیفته… نمیتونم باور کنم که دیگه امیدی به برگشتشون نیست… خدا با اونهاست من هنوز ناامید نشدم منتظرم که خبرای خوب بشنویم. هممون باید دعا کنیم تا انرژی های ما نجاتشون بده…

  30. سلام و سپاس از پیگیری شما برای ترجمه این مطلب..بخصوص عکسهای بی نظیرش که هرچند بااشک و افسوس و اندوه به آنها می نگریم ولی با خنده و امید و انگیزه نگاهمان می کنند..

  31. سلام و ارادت
    ممنون بابت ترجمه و انتشار این گزارش

  32. سپاس از شما بخاطر مطلب زیبا و ترجمه آن

  33. گروه کوهنوردی آرش زاهدان

    افتخار و سربلندی تان توشه راه ما

  34. درود گرامی.
    به واقع قلب تمامی ایرانیان از این حادثه شکست و رنجید..
    برای این قهرمانان ایران جاوید مغفرت و آرامش و برای خانواده هاشون صبر ارزومندم.
    چند روزی است حال خوشی ندارم.. خانواده هاشون چی میکشن!

  35. از این مطلب با ذکر منبع در وبم استفاده کردم.
    سپاس

  36. عرفان جان ممنون از زحمتی که کشیدی.

    اوراز _لیلا حالا این عزیزها
    میدونی قراقروم یاد گرفته بهترین گلهامونو بچینه…

    دلم در سینم آروم نمیگیره….

  37. سلام
    ممنونم از متنی که گذاشتید
    زیبا بود و تاثیر گذار
    فقط اگر ممکنه متن اصلیشو هم برام ایمیل کنید…
    چندساعته توی وب دنبال متن اصلیشم…منبع رو زحمت کشیده بودید اما فیلتر شده این وبلاگ…
    ممکنه برام ایمیل کنید
    mohsen_amjadian89@yahoo.com

  38. سپاس از شما روحشان شاد…تا امروز نتونستم باور کنم که به همین راحتی بعد از صعود دیگر برایشان بازگشتی نیست…حس عجیبی به این بزرگواران طبیعت دارم …اونها هم همچون لیلا درآنجا ابدی شدند…

  39. از این میسوزم که اونها تا ۳۰ام ۳۱ام ۱ام تونسته باشن نده بمونند اما همه از ۳۰ ام حلواشون رو خوردند و گفتن اونها ییییییه قهرمان مردند.
    بابا اونها میخواستن زنده بمونند ،قهرمانی کیلو چند بیاین نجاتمون بدین ما هنوزنمردیم داریم نفس میکشیم، اما همه رفته بودند تو جو قهرمانانیکه پرپر شدند!!!
    هه هه هه مسخره است .انگار کل ملت میخواستند بزور یکی رو پیدا کنند بکشنش بعد گریه کنند که یه قهرمان مرد!!! میشد نجاتشون بدن اما چرا ندادند؟؟؟؟؟؟؟؟

  40. روحشان شاد . . .

    و یادشان گرامی . . .

  41. سلام و درود
    بدون اجازه و با افتخار وبلاگ شما در سفرنویس لینک شد
    http://www.safarnevis.com/?page_id=2466
    ارادتمند شهریار

  42. نقش کردم رخ زیبای تو بر خانه‌ی دل

    خانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند
    یاد ماندگاران برودپیک ۹۲ بخیر
    روحشون شاد و یادشون ماندگار
    جاودانه باشید آقای فکری عزیز

  43. تو قلب ها سبـــــــــــز موندی اگر چه زرد رفـــــــــــــــــــــــــــتی

  44. سلام وبلاگ استاد حسین نظر راه انداختم.. ممنون میشم لینک کنی.. 😉

  45. از دست دادن این دوستان خیلی سخت بودش، بعد از این همه مدت باز با خوندن این گزارش زیبا باز بغضم کرفت… چقدر جای حسرت خوردن داره از دست دادنشون…حیف ، واقعا حیف

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*